جستجو در پندار پارس go
header
جمعه ١٥ فروردين ١٣٩٩ ٠٣:٠٢:٠٥
ekup.ir
book code
دوره های آموزشی
فیلمهای آموزشی
همکاری
پيشنهاد موضوع
پربازديدترين کتابها
١.
شمارش از صفر (داستان واقعي يك حمله روز صفر)
شمارش از صفر (داستان واقعي يك حمله روز صفر)
٢.
آموزش كاربردي تست نفوذ با Kali Linux
آموزش كاربردي تست نفوذ با Kali Linux
٣.
مرجع آموزشي برنامه‌نويسي ASP.NET 4.5 در C# (از مبتدي تا پيشرفته)
مرجع آموزشي برنامه‌نويسي ASP.NET 4.5 در C# (از مبتدي تا پيشرفته)
٤.
ASP.NET MVC 4 & Web API
ASP.NET MVC 4 & Web API
٥.
مرجع كامل ASP.Net MVC 4
مرجع كامل ASP.Net MVC 4
٦.
مرجع كامل ASP.NET MVC 5.2
مرجع كامل ASP.NET MVC 5.2
٧.
الگوهاي طراحي در C# 5.0
الگوهاي طراحي در C# 5.0
٨.
راه‌اندازي تجارت الكترونيكي با ASP.Net با كدهاي #C (جلد 1) (كار با يك پروژه واقعي)
راه‌اندازي تجارت الكترونيكي با ASP.Net با كدهاي #C (جلد 1) (كار با يك پروژه واقعي)
٩.
مرجع آموزشي ASP.Net 4 (جلد1)
مرجع آموزشي ASP.Net 4 (جلد1)
١٠.
مرجع كامل Entity Framework 4.1
مرجع كامل Entity Framework 4.1
بازگشت

بیگانه ای که در من بود

like
0
توسط: حسين يعسوبي - دوشنبه ٢٠ آبان ١٣٩٨ ساعت ٠٠:٤١
دفعات مشاهده: ٣٤٩
برچسب ها:
دلنوشته خودشناسي
توجه: متن زیر در شرایط بسیار خاص و عجیبی به قلم نویسنده اش جاری شده و به محض اینکه به دستم رسید بدون توجه به بی ارتباط بودن با محتوای سایت تصمیم به انتشارش گرفتم. چراکه آنرا مناسب برای استفاده همگان دیدم. البته با کسب اجازه از نویسنده گرامی اش. لطفا با تمرکز و در خلوت خود بخوانید؛ ادم های زیادی در زندگی ما حضور پیدا خواهند کرد تنها به این دلیل که بخشی از صفاتی که در وجودمان نهفته است و از آن بی خبریم را به ما گوشزد کنند؛ من با آشنایی با فردی خشن خشونتی که همیشه با آن دیگران را می آزردم دیدم،
من با مواجهه با فردی بی ادب از ادب نداشته ام باخبر شدم. همیشه فکر می کردم بسیار با انصاف، مهربان، متعهد و بی ریا هستم تا اینکه با شخصی آشنا شدم که در شرایطی خاص نامهربانی، بی انصافی و عدم تعهد را در وقاحت تمام به من نشان داد؛ چقدر شبیه من بود احساس میکنم این فرد را قبلا هم دیدم اما در خودم! ما انسانها در گوشه ایی از خود چندین بار به آرامی ایستاده اییم؛ یکی مان کتاب میخواند، دیگری شعر می نویسد، یکی دروغ می گوید، یکی به دروغ گفتن فکر میکند، یکی عاشق است یکی میخواهد فارغ باشد، یکی بی هویت و سرگردان است به دنبال خود می گردد، یکی در حال یافتن خود است، یکی مهربان است، یکی مردم ازار، یکی هوشیار و بیدار و دیگری در خواب... آری من های زیادی در حال زندگی در ما هستند بی انکه بدانیم!!! سرانجام در برهه ایی از زمان به جایی می رسیم که اگر به بهترین خودمان توجه کنیم، رشد خواهد کرد؛ آنگاه بهترین خود می شویم و نیرویی فراسوی همه ی من های وجودمان ما را آرام آرام فرا خواهد گرفت. در درک این هستی، حضور من ها کم رنگ می شود و ما با افرادی در زندگی خارج از خود، روبرو خواهیم شد که آیینه تمام قدی هستند از همه ی آن من هایی که قبلا صاحب بودیم؛ من هایی از گذشته، من هایی موروثی، من هایی متعلق به تاریخ ذات ما، من هایی که تا کنون ناآگاهانه بخش زیادی از ما را فرا گرفته بودند؛ این آیینه در بخشی از زندگی، پس از درک خود در برابر ما می ایستد و ما تصویر خود را در دوره های مختلف زندگی مان در صور گوناگونی از افراد جامعه مشاهده می کنیم و رنج می کشیم؛ فردی در محل کار ما چوب لای چرخمان می گذارد، دوستی به ما خیانت می کند، عشقی ما را نادیده می گیرد، حق ما را کسی می خورد، اشخاصی بر سرمان بی دلیل فریاد می زنند، مورد بی مهری و خشونت اشخاصی زورگو قرار می گیریم، نامهربانی می بینیم، دروغ می شنویم، به ما افترا می زنند، از ما دزدی می کنند، مورد سواستفاده قرار می گیریم،، این ها نماینده تام الاختیار من های وجود ما هستند در طبیعتی خارج از وجودمان در جامعه، تا بازتابی از گذشته و حال خود را هرسان آیینه وار به تماشا بنشینیم. درک این رنج و سختی به ما قدرت عبور از من را می دهد تا پاکی را به سوی خود فرا خوانیم و اندیشه هایی آکنده از عشق و نور را به سوی خود، گذشتگان، کسانی که آزردیم و آنهایی که اکنون مرده اند یا از دایره زندگی مان خارج شدند هدایت کنیم. پس از آن آرامشی ابدی در انتظار ماست و ما با افرادی مواجه خواهیم شد که سرتاسر مهر و نور هستند و عاری از هر پلیدی؛ چرا که آیینه اگر حقیقت باشد هرگز اشتباه نمی کند، هرگز. سارا.ی

آخرین ویرایش: دوشنبه ٢٠ آبان ١٣٩٨ ساعت ٠٠:٤٩
نظرها
ثبت نظر جدید
 
ثبت
کلیه حقوق این وبسایت برای انتشارات پندارپارس محفوظ می باشد. © 2015
developed by: